Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers
پارميس تکه ای از بهشت

سلام

 سلام به همه دوستاي خوب و مهربون و با معرفتم  فكر نميكردم بعد از اين همه مدت كسي ازم سراغي بگيره  ولي خداييش شما ها خيلي با معرفتين دوستتون دارم و دلم خيلي براتون تنگ شده بود مدتيه كه دسترسيم به اينترنت يه كم سخت شده توي  خونه هم كه اصلا وقت نميكنم  از وروجك خانوم بگم كه كلي عوض شده  فهمش خيلي بالا رفته اگه راجع بهش حرف بزنيم كاملا ميفهمه و اظهار نظر ميكنه به بابا ميگه بابا اما به من قبلا ميگفت مامان حالا ميگه مَيَم(مريم- بعضي وقتا هم خيلي كشدارو قشنگ ميگه) اگه من شلوار بيرون بپوشم بدو ميره پيش پدرش و ميگه بابا بابا مَيَم دَدَ يعني مريم داره ميره بيرون فرهنگ لغتش داره شلوغ پلوغ ميشه

مَدان(مرجان خالشه)-دايي-آمو(عمو)

-پو پو(پي پي)-بَيه(بله)-شييش(شير شما شين رو تو مايه هاي سين بخونين)

-هاپو-پيشي-بَبي(ببعي)-اين سه تارو همين ديشب ياد گرفته-پوه(هر نوع حيووني رو ميگه پوه)-جوجو-موش

-موس(موز)-ماه(ماه ستاره خورشيد اصولا هر چي تو آسمون باشه ميگه ماه هر وقت شب سوار ماشين بشيم اول ميگرده تو آسمون ماهو پيدا ميكنه و بعد هي پشت هم ميگه مَيَم ماه)

-تَ_(تخت)-تَش(كفش)-ني ني-ناناي

-آپ(آب به بارون هم ميگه آپ اصولا هر جا خيسي باشه ميگه چند وقت پيش تو خيابون زمين خيس بود اينم هي ميگفت آپ يه خانومي داشت رد ميشد گفت آخي بچه تشنشه)

-پا- دس(دست)-نُ نُ(جارو اينو از تو كارتون تپلوها يا همون تله توبيز ياد گرفته)-تيش(جيش)-آموم(حموم)-دا(داغ)

-مَسي(مرسي)

-دوو(دور- هر نوع آشغالي رو ميبينه مياره ميگه دوو بعد هم ميره ميندازه توي سطل)

-مو-مُ(مبل-مهر)-دَدي(عاشق كارتون دني و دديه)-تق تق(صداي در زدن)-دَ(هر نوع در از در خونه گرفته تا در قابلمه)-سيس(سس گوجه يا مايونز)

عروسك بازي ميكنه فسقلي بالشو ميذاره روي پاش و عروسكشو ميذاره روش و تكون ميده و بهش شير ميده بعد مياره ميگه مَيَم پو پو يعني ني ني پي پي كرده ميگم خوب ببر بشورش ميبره كنار ديوار و ميگه شششششششششش مثلا صداي آبه كه داره ميشوره بعدم مياد پمپرزشو مياره كه مثلا پوشكشو عوض كنه

-جند وقت پيش پسر عمش خوابيده بود داشت با شيشه آب ميخورد اينم رفته جلو شيشه رو گرفته و هي به اون ميگه دس يعني دستتو ببر كنار بذار من بگيرم خلاصه كلي مامان بازي ميكنه يه پتوي كوچيك داره مال دوران نوزاديشه اونو بر ميداره خيلي خوشگل ميپيچه دور سرش كيف منم ميندازه رو دوشش و ميگه دَدَ يعني دارم ميرم بيرون 

بعضي وقتام وقتي اون رو سرشه وايميسته نماز بخونه خيلي با مزه درست رو به قبله مي ايسته و شروع ميكنه لباشو تكون دادن  بعد يه كم كج و كوله ركوع و سجده ميره آخرم دو تا دستاشو ميكوبه روي پاش خيلي قهارانه پياز ميخوره چشماش سرخ ميشه اما دست برنميداره كاش غذا رو هم اينجوري ميخورد شبام كه ميخواد بخوابه بوس شب بخير ميده و بعد دونه دونه همرو اسم ميبره ما هم بايد بگيم كه مثلا پيشي و مدان و. ... همه خوابن تا راضي بشه و بخوابه




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٦/۱٠/٤ توسط مریم