Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers
پارميس تکه ای از بهشت

الهي من فدات شم ماماني چقدر تو مهربون و دلنازكي

پريروز من زياد حال و حوصله نداشتم و كسل بودم رفتم و رو تخت دراز كشيدم چند دقيقه اي نگذشت كه ديدم پارميس داره از تخت بالا ميكشه تو دلم گفتم اي داد بيداد حالا بايد كلي باهاش بازي كنم منم كه حوصله ندارم تو اين فكرا بودم كه ديدم اومد و صورتشو چسبوند به صورتم بعد بينيشو مالوند به لپم و بعد هم حالا ماچ نكن كي ماچ بكن آخ اگه بدونين داشتم تو ابرا سير ميكردم فدات بشم ماماني كه بي حوصلگي منو درك كرده بودي.


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٦/٥/۳٠ توسط مریم