Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers
پارميس تکه ای از بهشت

اولاً هر چی گشتم یه عکس سالم درست و حسابی بدون اینکه کسی غیر از پارمیس توی عکس باشه نشد جور کنم و بذارم حالا بازم وقت کنم یه کاریش میکنم...

دوماً که...این روزا فسقلی خیلی عصبانیه هرچی میخواد با جیغ میگه بعد هم فک بالا و پایین رو  محکم بهم فشار میده( دندون که نداره) و قرمز میشه شاید به خاطر دندوناشه نمیدونم خلاصه که گوشم همش زنگ میزنه...

سوماً دیروز رفته بود وایساده بود پشتم و بهم چسبیده بود منم که فرصت طلب همینجوری گفتم مامانی پشتمو ماساژ میدی ؟ در کمال تعجب دیدم مشغول شد و داره پشتمو از بالا به پایین ماساژ میده من که این شکلی شده بودم موضوعو واسه مامانم تعریف کردم اونم گفت که آخه صبحا پدرت بعد از اینکه پارمیس از خواب پا میشه همینجوری پشتشو ماساژ میده منم دیگه خلاصه این شکلی شدم

از مامانی وروجک عزیز که منو به بازی دعوت کردن ممنونم:

۱-هیچ وقت داغ عزیزانمو نبینم واین معنیش اینه که زودتر از همه از این دنیا برم.

۲-سلامتی همسر  فرزند و پدر و مادرم و دیدن آینده درخشان برای دخترم.

۳-رسیدن هرچه زودتر به یک ثبات در زندگیم.

۴-بعد از رسیدن به ثبات دلم مسافرت بی دغدغه میخواد هر بار یه جا بریم میخوام همه جارو بگردم.

۵-داشتن یه دوست اینترنتی خیلی خوب.

۶-ببخشید مال من ۶ تا میشه..یواشکی برای خودم (رسیدن به سلامتی خودم).

فکر کنم همه دیگه دعوت شدن ما جز آخریا هستیم حالا یه نگاه میندازم اونهایی که دعوت نشدنو اگه بتونم پیدا کنم دعوت میکنم.

پ ن: منم مرجان جون مامان ملوسک  مامان پرنیان(بلاچه)  مامان پویان و دیگه نمیدونم کی...رو دعوت میکنم




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٦/۳/۱٩ توسط مریم