Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers
پارميس تکه ای از بهشت

مادر عزیزم روزت مبارک ممنونم از همه زحمتهایی که برای ما کشیدی و حالا داری برای پارمیس میکشی مادر مهربونم وقتی یادم میافته که تو تک و تنها بدون کمک هیچکس و تنها با پدرم ما سه تارو بزرگ کردی و در عین حال کار هم میکردی( اونم چنین شغل حساس و پر زحمتی) و همیشه هم توی محل کارت موفق بودی از خودم خجالت میکشم و خدارو شکر میکنم که اگه تو نبودی تا کمکم کنی.....

 چقدر من ضعیف و شکننده هستم و تو اوج صبر و استقامت مادر عزیزم همیشه به تو افتخار میکردم و میکنم

روز پرستار بر همه پرستارای زحمتکش و متعهد مبارک باد

پ ن: یه اعتراف بکنم؟ مامانی من چند تا از عکسای این شکلی تو

کش رفته بودم و باهاشون تو مدرسه پز میدادم من همیشه به مادر تحصیلکرده و موفقی مثل تو میبالیدم

دوستت دارم خیلی زیاد




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٦/٢/۳۱ توسط مریم

چی کار کنم جدیدا این فسقلی خوب غذا نمیخوره آب میوه که تا حالا هر چی درست کردم آخرش همشو خودم خوردم دیگه فرنی هم نمیخوره تخم مرغ هم به زور یکی دو قاشق بیشتر نمیخوره ترجیح میده هر چی میخواد بخوره بدیم دست خودش منم غذاهایی که شل نباشه رو با یه قاشق میدم دستش اما خوب هنوز که خوب نمیتونه با قاشق بخوره اصرار هم داره که قاشق بدم بهش خانوم بدون قاشق میل نمیفرمایند اگه با دست بخوره بازم بیشتر میخوره اما امان از این کلاس بالا این ماه هم که بردمش دکتر اصلا وزن اضافه نکرده بود  البته دندون سومش کنار دو تای قبلی زده بیرون قبلش میگفتم شاید به خاطر دندونه اما بعد از در اومدن این یکی بازم این بد غذایی ادامه داره ...

این خانوم خوش تیپو میشناسین؟




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٦/٢/٢٩ توسط مریم

ديشب پارميسو سپردم دست پدرش و رفتم حموم آخراي كارم بود كه شنيدم پارميس داره صدا ميزنه ما ما ما ما ما ما..... (الهي قربون اون ما ما گفتنت)

 از حموم كه اومدم بيرون يه جيغ زد و با يه لبخند مليح بهم خيره شد رفتم جلو بينيمو به بينيش چسبوندم هيچ حركتي نكرد فقط آروم چشماشو باز و بسته ميكرد بوسش كردم بازم هيچ كاري نكرد يعني هيچ مقاومتي نكرد فقط لبخند ميزد بعد سرشو آورد جلو لباشو چسبوند به صورتم آخ داشتم غش ميكردم مثلا بوسم كرد بعد هم همين كارو با پدرش كرد چند بار هم تكرار كرد . آخ الهي قربونت برم مادر چقدر تو مهربوني




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٦/٢/۱٧ توسط مریم

تازگیها یه رقیب پیدا کردم به محض اینکه من کنار همسری میشینم میاد و اول یه نگاه معنی دار به ما میندازه و بعد میاد جلو اول سرشو میذاره روی سینه پدرش و یواش یواش به من نزدیک میشه و سعی میکنه من رو هل بده اونور آخه این فسقلی این چیزا رو از کجا میفهمه؟

پارمیس ۵ ماهه

پازمیس هفت ماهه




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٦/٢/۱٦ توسط مریم

سلا من پارمیسم

بریم شیطونی کنیمببینم اینجا چه خبره؟

به به چقدر شلوغ پلوغه

خوب مامانم داره این شکلی میشه بریم دیگه

یه کم دیگه.....

خوب بریم یه جای دیگه رو بهم بریزیم

من میگم تلفنو باید خورد شما نظرتون چیه؟

آخ جون شکولات .. نه بازم این مامان و بابا شوکولات خوردن پوستشو دادن به من پس کی منم میتونم شکولات بخورم

آخیش چقدر خوابم میاد خداحافظ تا بعد

ببخشید عکسام زیاد کیفیت نداره آخه مامانم با موبایل گرفته بعدم سایزشونو کوچیک کرده آخه من تا دوربینو میبینم میخوام بگیرمش برای همینم مامانم یواشکی ازم عکس میندازه




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٦/٢/۱٢ توسط مریم
    


من موندم که یه بچه ۱۱ماهه مگه چقدر از حرفهای مارو متوجه میشه ویا اساسا از کجا میفهمه که آیا ما داریم جدی صحبت میکنیم یا مثلا دعواش کردیم و باهاش قهریم و اون باید چه عکس العملی نشون بده؟

خیلی جالبه هر وقت ما میشینیم و جدی صحبت میکنیم ساکت و آروم میشینه و با اسباب بازیهاش(کاسه بشقاب ملاقه !!!) بازی میکنه اگه وسطش بخندیم شروع میکنه خندیدن واگه در مورد خودش صحبت کنیم برمیگرده و مارو با دقت نگاه میکهبعضی وقتها نگران میشم فکر کنم که خیلی باید مواظب صحبتامون جلوی این وروجک باشیم.

دیروز کار بدی کرد و دعواش کردم (یه تشر کوچولو) بهش گفتم برو من دیگه مامانت نمیشم باهات قهرم تا اینو گفتم اون که میخواست از دستم فرار کنه یه مرتبه اومد طرفم و چسبید بهم وسرشو گذاشت روی بازوم و صورتشو چسبوند بهم مثلا داشت بوسم میکرد داشتم ذوق مرگ میشدم .

اما امان از آدم فروشی هر روز که از سر کار میایم با خوشرویی ازمون استقبال میکنه اما به هیچ عنوان حاضر نیست از بغل مامی جانش بیاد بغل ما منتهای وابستگی رو دارین؟ اگه یه روز کامل هم مارو نبینه دلش تنگ نمیشه.

توجه کردن به کودک خیلی خردسال بایستی نمایشی و آشکار باشد . کودک نسبت به توجه یا عدم توجه شما بسیار حساس است . او به خاطر عدم توجه کامل شما ، کار یا سخنتان را متوقف می کند یا دست و لباستان را به منظور جلب توجهتان می گیرد 0

کودک فقط هنگامی احساس می کند به او گوش می دهید که با او تماس چشمی برقرار کنید و کارتان را برای گوش دادن به او رها کنید . و این کار را باید انجام دهید 0

اگر این کار را از سن خیلی پایین شروع کنید ، کودک می فهمد که دارای شخصیت است و شما به او به عنوان یک شخص ، احترام می گذارید 0
                                                                        از کتاب همه کودکان تیزهوشند اگر...

عناوین مهربانانه ، عناوینی خودمانی است که قلب را ذوب می کند . به کار بردن عناوینی مثل عسلم ، عزیزم ، جان دلم ، دختر گلم ، عشقم و نازنینم ، شبیه در میان گذاشتن رازی قلبی و محرمانه است .عناوین مهربانانه به فرزندت می فهماند که از بودن با او لذت می بری و از اینکه او فردی بخصوص است و این عنوان تنها به او تعلق دارد . و این روشی آسان و امیدوارکننده است برای اینکه بچه ات را به خودت نزدیک کنی و به او بگویی که  ارزشمند است 0

                                                              <<از کتاب راه های شگفت انگیز عشق به فرزند>>



نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٦/٢/٢ توسط مریم