Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers
پارميس تکه ای از بهشت

خیلی وقته که نیومدم بنویسم اما معنیش این نیست که به وبلاگای دیگه سر نزدم چرا . هر از گاهی میام و نوشته های قشنگشونو میخونم ارغوان ناز نازی دل آرام ملوس امیر علی گل و خواهرش پارمیدا ی عسلی مهدیار و ایلیای تپل ..وخلاصه کلی بچه های پاک و ملوس که با خوندن خاطراتشون لذت میبرم

و اما پارمیس خانوم ..یه روز که از سر کار اومدم خونه مامانم گفت ببین مثل اینکه دندون در آورده اما من که چیزی ندیدم خودت امتحان کن شب موقعی که میخواستم بخوابونمش یاد حرف مامان افتادم رفتم دستمو تمیز شستمو انگشت کوچیکمو دادم که گاز بگیره .. بعله مثل یه نقطه کوچیک اما تیز تیز الان حدود یک ماه میگذره و دخترکم دو تا صدف سفید توی دهنش داره ما هم براش یه جشن دندونی گرفتیم ملوسکم کلی کادوهای قشنگ جمع کرد فکر کنم با این حساب دیگه لازم نیست لباس عید براش بخرم کلی کار جدید هم یادگرفته بای بای میکنه اگه سرفه کنیم ادامونو در میاره بعدم مگه ول میکنه حالا سرفه نکن کی بکن یه کار مخصوص هم با پدرش داره اونم این که میره جلوش وای میسته و جیغ میزنه و فرار میکنه این یعنی این که بیا بدو دنبالم کن وقتی هم به مقصودش میرسه و بازی شروع میشه خدا بداد همسایه ها برسه باباهه دنبالش و خانومی هم جیغ زنان الفرار تازه برخلاف بقیه بچه ها که دس دسی یاد میگیرن ایشون بشکن زدنو خوب بلده اما دس دسی بلد نیست خلاصه که خیلی بهش وابسته شدم صبحا که سر کارم دلم براش تنگ میشه.




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٥/۱۱/٢۳ توسط مریم